در یک طلوع تاریک ، یک غروب دلگیر ، که هجرت تو ، تصویر غربت من در آیینهء زندگی است ، هزار آیینه شکستن و هزار مهتاب گریستن چاره کار من نیست . وقتی انتظار تو را به باد می گفتم ، وقتی که تو را به خاطر آیینه ها و خاطرات تلخ گذشته می گریستم ؛ تنها تورا که روح سرگردان یادها و خاطرات را از زیر گورستان اندیشه ها بیدار می کردی و در پیش روی دیدگان خلق به نمایش در می آوری ...
برای مشاهده بقیه متن به ادامه مطلب بروید
خاطرات یک مرد سه طلاقه( به قلم مهرداد(
تو آن افسانه و افسون ندانی
کز این سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
تعطیلات نوروز به نیمه خود رسیده بود و من و افسون هر روز ساعت ها با هم مکالمه تلفنی داشتیم . سایر اوقات روز هم با اس ام اس از احوال هم با خبر بودیم. حالا هر دویمان جزیی از زندگی همدیگر شده بودیم تا اینکه...
برای مشاهده بقیه متن روی ادامه مطلب کیلک کنید
به گزارش روزنامه های معتبر انگلیسی تلگراف و دیلی میل مایکل جکسون در ماه نوامبر سال 2008 به دین اسلام مشرف شده است و مراسم تشرف او به دین اسلام توسط یکی ازامامان جمعه شیعه انجام شده است.
روبوسی
: قابل توجه آقای ضرغامی برای ساخت فیلم ادواردو آنیلی ۲
برای مشاهده بقیه متن روی ادامه مطلب کیلک کنید
(مدتی پیش )مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران با بیان اینکه تیمی در حال بررسی دلایل اختلال در شبکه SMS هست، گفته بود: هنوز دلایل این اختلال مشخص نشده است و منتظریم نتیجه را اعلام کنند... نتيجهاي كه البته اعلام نشد!
برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
لحظاتی پیش شبکه ارسال پیام کوتاه دوباره راه افتاد. این شبکه به گفته مقامات دولتی به خاطر جلوگیری از بروز شایعات و تخریب ها در آستانه روز رای گیری مسدود شد. امری که کاندیداهای اصلاح طلب آن را نوعی خرابکاری سیاسی می دانند. پس از گذشت ۲۰ روز امشب سبکه اس ام اس ها دوباره وصل شد تا آخرین کورسوی جامعه آزاد اطلاعات و ارتباطات خاموش نماند. تبریک روبوسی به خاطر برقراری مجدد گوشه ای از دموکراسی را بپذیرید.
در این نظرسنجی که با مشارکت بیش از 19 هزار نفر صورت گرفت از مخاطبان سئوال شد: شما چه مقدار به رهبران جهان برای انجام اقدامات صحیح در ارتباط با امور جهانی اعتماد دارید؟
در مورد احمدی نژاد نتایج نشان می دهد که نگاه اکثر کشورهای مورد نظرسنجی به رئیس جمهور ایران منفی است
برای خواندن بقیه متن و دیدن جدول به ادامه مطلب بروید.
هنگامی که نقاش زبردست طبیعت با قلموی سحرآمیزش رنگ بر تابلوی طبیعت می گستراند و پاییز را به هزاران رنگ زیبا طراحی می نماید ، زیبایی چهرهء فصل خزان فریب دل و دیده را موجب می گردد و غم بر باد رفتن و به خاطره پیوستن را از ذهن می زداید ؛ گویی هرگز ...
برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
باقرار دادن این شعر در وبلاگتان دیگر نگران فیلترشدن وبلاگ خود نباشید.
هزار جهد کردم در این سال چار
که دیگر نگردم به فیلتر دچار .....
برای خواندن دنباله شعر روی ادامه مطلب کلیک کنید
اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.
برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
دختری تنها تر از تنهایی ، در آستانهء فصل سردم ، در این ظهر تابستانی . یاس ساده وغمناک آسمان ناتوانی دست های سیمانی ام را صد چندان می کند . زمان می گذرد و من غافل از درک راز دقایق و فهم حرف لحظه ها هستم تا خاک اگر پذیرایم باشد شاید به آرامشی رسم .
... اين عکس متعلق به فردي است که بر اساس تحقيقات خبرنگاران اعتماد، در خيابان فاطمي زندگي مي کند. او در روزهاي عادي نيز در خيابان راه رفته و به گفتن حرف هاي نامربوط مي پردازد. اسلحه در دست او نيز يک مسلسل اسباب بازي است که حتي منبع عکس که يک خبرگزاري غربي است با عناوين toy gun از آن نام برده است.
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.
مطلبی خواندنی از مانی گروپ
سیزده عضو مختلف بدن در رساندن پیغامهای غیر کلامی دخیل هستند.اما در حالی که این قسمتهای بدن را برای ارتباط بهتر به کار می بندیم ، باید از ذهن خود، یعنی مهمترین عضو از آن ( سیزده عضو خوش طالع ) استفاده کنیم .
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
در تحلیل کیفی که از جهت گیری رسانه ای حامیان دولت و صدا وسیما دارم می توانم اینگونه تحلیل کنم که خط سیر رویکرد رسانه ای این گروه ها به سمتی پیش می رود که طی روزهای آینده و به ویژه چهارشنبه یا پنجشنبه هفته جاری، مهره های اصلی مخالفان مثل موسوی و خاتمی و نزدیکان آنها بازداشت شوند...
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
مرور وقایع روزهای گذشته ایران برای من نه آنقدر شیرین است که با آب و تاب تعریفش کنم و نه آنقدر احساس می کنم مردم بی خبرند که بخواهم با این تارنمای جمع و جور خبررسانی کنم. باز هم می خواهم از زاویه ای متفاوت به وقایع روزهای اخیر نگاه کنم. بیشتر سعی خواهم کرد نگاهی اجتماعی داشته باشم چون گمان می کنم برای ثبت در تاریخ به حد کافی این مدت سیاست نویسی و سیاست نگاری شده است.آنچه که این روزها در ایران به عنوان اعتراض به نتایج انتخابات و در قالب راهپیمایی و تظاهرات دیده می شود، یک جنبش اجتماعی بدیع است.
برای خواندن بقیه این متن به ادامه مطلب بروید
در صورت عدم مشاهده تصویر ، برای دیدن عکس این پست اینجا کلیک کنید
خیلی ها از من پرسیدند چرا در روزهای پر التهاب انتخابات ننوشتی؟ گفتم چون رای نمی دهم و اگر درباره چرا رای ندادنم بنویسم؛ اولین اتهامی که من می زنند تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی است، هرچند که تنها به جرم ابراز عقیده باشد. این بود که ترجیح دادم تا پایان انتخابات ننویسم، حالا که انتخابات تمام شده مجال نوشتن هست چرا که می شود امیدوار بود حالا که کار از کار گذشته و همه چیز با شکوه سرجای خودش باقی مانده؛ با کرامت زاید الوصف آقایان دیگر از حقوق اجتماعی محروم نشد یا دستکم مثل برخی وبلاگ نویسان منتقد ریق رحمت را تناول نفرمود. امیدوارم به شکرانه این پیروزی و مشت محکمی که بر دهان استکبار جهانی و ایادی ملعون آن وارد شد این ابراز عقیده من را به حساب یک منتقد بی غرض و بی نظربگذارند و اجازه دهند منتقدین صریحشان بیشتر همین طرف آب شِتلاق کنند. ...
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
عینکی: عینک نمی زد که نگن عینکیه . یه روز ...
جایزه: اولین شعرش که چاپ شد پدرش یک دو چرخه آورد...
نام خانوادگی: از اینکه پسر دار شده بود افتخار می کرد و...
آيا باور مي كنيد كه اين خانم نزدیک به ۶۰ سال داشته باشد.
خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )
تو آن افسانه و افسون ندانی
کز این سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
روزهای سال به پایان 86 نزدیک می شد. من و افسون حالا در بیشتر مسیر دانشگاه هم مسیر بودیم. تا اینکه زمزمه های خاله زنکی مرسوم میان بچه های دانشگاه کم کم بالا گرفت. این زمزمه ها بی دلیل نبود، پیش از آن ... بقیه در ادامه مطلب
(داستانکی زیبا و اثر گذار)
یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه های "فساد" اطراف آمستردام شد و گفت: من می خواهم با یکی از خانم ها...
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید
و در این شهر به جز خدعه صدایی جاریست... که تو را می خواند...
جنسش از آیینه ای بی زنگار...
فکر یک زنگ کویری که رباید خوابش...
و خروشد چون موج، پی سر ربزی دلهای بیابانی ما ....
آریا ساربان
خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )
تو آن افسانه و افسون ندانی
کز این سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
همه چیز به خوبی و آرامی پیش می رفت که اتفاقی پیش بینی نشده افتاد. یک روز که شیوا زنگ زده بود از او چیزی شنیدم که برایم کمی عجیب بود. برادر شیوا دلباخته خواهر من شده بود. من با شنیدن این خبر دلم لرزید و نگران شدم. اما شیوا چندان نگران نبود. من مطمئن بودم که خواهرم سحر این پیشنهاد را رد می کند ...
بقیه داستان در ادامه مطلب
ایندیپندنت در اين گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ "لاستامبا" چاپ ایتالیا نوشت: بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا" در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوتنامه دریافت میکنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند. علت این مسأله آنست که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند. ...
خانم عزیز نشستن شما اینجا فایده ای نداره، باید از اول به فکرش بودین...
- خانم دکتر خواهش می کنم، اگه همسرم بفهمه... منو می کشه.
- بچه شما الان در حکم یه انسانه، نمی تونم حکم به قتلش بدم. با همسرتون صحبت کنید، شاید راضی بشه، بالاخره اونم پدرشه...
نگاه نافذ و گذرایی داشت.
با اینکه کوتاه و بریده بریده نگاهت می کرد اما زلالی چشمهایش رعشه بر اندامت می انداخت.
آن وقتها که او را دیدم سنم آنقدر قد نمی داد تا بزرگی اش را حس کنم.
برای دیدارش هزار واسطه تراشیدم و بالاخره حاج آقای جلالی خمینی با همه بزرگی اش برای یک پسرکوچک کاری بزرگ کرد. اگر دستخط او نبود شاید حسرت دیدار آقای بهجت به دلم می ماند و امروز افسوس می خوردم.
رفتنش روی دلم هوار شده و بخار دلتنگی توی سرم غوغا می کند.
این دو روز دلم نیامد چیزی بنویسم. اما حالا مجبورم بنویسم. شاید این دل وامانده کمی ساکت شود. هنوز صدایش توی گوشم است که راجع به فرزند آینده ام گفت: ان شالله بزرگ می شود. خدا کنم این روزها بیاید به خوابم. چقدر پشیمانم از دوباره ندینش.
خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )
تو آن افسانه و افسون ندانی
کز این سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
هنوز چند ماهی به اتمام تحصیلاتم در اردبیل مانده بود که برای سفر نوروزی به همراه خانواده ام به شهرستان زادگاه آنان رفتم. شهرستانی نسبتا کوچک با مردمی صمیمی و البته مثل همه جای خطه جنوب خونگرم. وابستگی من به مردم این شهر بیش از انکه به خاطر طبیعت بکر و بی نظیرش باشد شاید ریشه ای عاطفی داشت. اما همه این ها باعث نمی شد تا نگاه انتقادی من به سنت های آنجا تعدیل شود. هر چه بود ان روزها راهی "ممسنی" شدم، جایی تقریبا در جنوب غربی شیراز. آن سال هم با اتوبوس به آنجا سفر کردیم. از همان لحظات آغازین سفر حساب کار دستم امد...
![]()
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطرهات طلاست یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم ! با من ازدواج میکنی؟ اشک گفت...
برای دیدن بقیه متن کلیک کنید
خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )
تو آن افسانه و افسون ندانی
کز این سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
... البته کار به اینجا هم ختم نمی شد زندگی من بسیار پر فراز و نشیب تر و پیچیده تر از این ها بود چرا که در همین دوران و در مکالمات تلفنی افسون با بخش دیگری از زندگی ام آشنا شد. ماجرای دو بار نامزدی من و به هم خوردن آن. یک روز که در حال رفتن به کلاس دانشگاه تربیت مدرس بودم افسون زنگ زده بود ...