تبليغاتX
روبوسی
داغ کن - کلوب دات کام
دامنه جدید روبوسی در دات کام افتتاح شد

 

www. mimnon .com

میم نون دات کام

 

+ نوشته شده در دوشنبه 25 دی1385ساعت 12:20 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

از همه دوستان خوبم به خاطر اینکه دیر آپدیت کردم معذرت خواهی می کنم

متاسفانه تمامی نویسندگان روبوسی مشغول بوسیدن کتابهای خود برای امتحانات هستند.

بزودی با انرژی مضاعف کارمان را از سر می گیریم.

پایدار باشید. 

 مهرداد

+ نوشته شده در شنبه 23 دی1385ساعت 9:24 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام
  ایران کجاست؟؟؟  

+ نوشته شده در شنبه 2 دی1385ساعت 22:55 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین دیدار با خاتمی

همانطور که وعده داده بودم به قسمت آخر داستان رسیدیم... متاسفانه برخی ملاحظات و محدودیت ها مانع از آن می شود تا همه وقایع را آنگونه که باید بگویم البته من شخصا ترجیح می دهم تا یک واقعه را نگویم تا اینکه آن را ناقص یا تحریف شده ارائه دهم. مثل سیستم های دولتی ایران ( در مورد تحریف تاریخ و واقعیات تاریخی یک هماهنگی بزرگ میان صدا و سیما، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز نظارت بر نشر کتب درسی ، وزارت ارشاد ، روزنامه کیهان و رسالت و چند جریده دیگر وجود دارد )

تصویر: خاتمی و فرزندانش

 

آنچه که باعث جدایی من از اصلاح طلبان شد نمونه کوچک شده دلایل سایر مردم بود. اتفاقاتی که باعث شد تا بدنه واقعی مردم از اصلاحات نا امید شوند.

در واقع اصلاح طلبان از زمانی شکست خوردند که سرگرم کسب قدرت شدند و علاوه بر دوری از مردم نتوانستند وعده ها ی خود و انتظارات مردم را برآورده کنند. حالا موفقیتی که در خرداد 1376 یک شبه بدست آمد شاید که یک دهه طول بکشد تا تکرار شود.

اولین ریشه های اختلافات از اظهار نظر کروبی شروع شد. آنجا که بدون هماهنگی با سایر اعضا و اصلاح طلبان نامه رهبری در مورد مطبوعات را به حکم حکومتی تعبیر کرد. حال آنکه نه مفهوم نامه حکم حکومتی را تداعی می کرد و نه از قانون چنین چیزی به ذهن متبادر می شود. به هر حال نتیجه آن حکم و عدم هماهنگی و درایت آقای کروبی باعث شد تا مطبوعات بیش از پیش در تنگناهای گروه رقیب فرار بگیرند.

حرف های ناگفته خاتمی و مصلحت اندیشی بیش از حد انتظار او کم کم مردم را خسته کرد. متاسفانه مردم ایران همواره به دنبال یک لیدر بودند تا جلو بیافتد  و خواسته هایشان را تامین کند این لیدر روزهای آغازین خاتمی بود اما کم کم از یک لیدر معترض تبدیل به یک رئیس جمهور سر به زیر شد.

آخرین دیدار من با خاتمی کمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری بود. به همراه چند نفر از اهالی مطبوعات و سران احزاب به سعد آباد رفتیم. فکر نمی کردم خاتمی اینقدر من را تحویل بگیرد... به محض ورود چنان مشتاقانه من را درآغوش کشید که تعجب کردم. راستش با دلی پر رفته بودم می خواستم همه حرفهایم را بزنم و گلگی های فراوانی بکنم درست مثل یک کودتا اما وقتی خاتمی با من هم کلام شد دلم سوخت تا آنروز هیچ آدمی را اینقدر تنها و خسته ندیده بودم. انگار سالها پیر تر و افسرده تر شده بود. مدتی در کنار هم بودیم. خاتمی دلش پر بود خیلی بیشتر از من او هم گله مند بود از قدرت طلبی افرادی که می خواستند از اصلاحات سواستفاده کنند. سرش را به گوشم نزدیک کرد و در حالی که با مسیر نگاهش تعدادی از سران احزاب و فعالین سیاسی را نگاه می کرد آرام گفت: « اینا رو می بینی ... همشون می گن خاتمی بیافته جلو زندگی و خونوادشو فدا کنه تا ما بیام بالا... اگه به خاطر مردم بود این کارو می کردم ولی مسئله اینه که اونا فقط می خوان از آدما برای خودشون صندلی بسازن...»

وقتی رئیس جمهور یک مملکت با آن همه شلوغی اطرافش این حرف را به مشاور سابقش که مدتها ندیده بودش می زد معنایی نداشت جز اینکه رئیس جمهور خیلی تنهاست.

به هر حال جلسه آنروز با لبخند های مصنوعی و شوخی های شخصیتی بی مزه تمام شد. وقتی از خاتمی خداحافظی می کردم مجبور شدم چشمم را از مسیر نگاهش بدزدم چون متوجه لرزش اشک در چشمانم می شد دلم نمی آمد بیشتر ناراحتش کنم.

به هر حال ماجرا تا آنجا پیش رفت که در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت های گسترده صورت گرفت. عملکرد سوال برانگیز اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری مهم ترین عامل دلسردی مردم و تیر خلاص بر پیکره نیمه جان اصلاحات بود.

همان افرادی که به حکم حکومتی اعتراض می کردند و آن را قبول نداشتند وقتی معین با حکم حکومتی تایید صلاحیت شد آن را پذیرفتند. حال آنکه انتظار می رفت تا اصلاح طلبان در اعتراض به رد صلاحیت گسترده از معرفی کاندید خود داری کنند. اما طمع قدرت و ترس از دور ماندن از کرسی هه و مناسب دولتی برای آنها غیر قابل تحمل بود.

در نتیجه معین با عدم اقبال و استقبال مردم مواجه شد. مردمی که نمی دانستند قسم حضرت عباس را باور کنند یا دم خروس را. اعتراضات اولیه به رد صلاحیت و تهدید به تحریم انتخابات کجا... پذیرفتن حکم حکومتی و تقلا برای جمع کردن کجا؟

در میان نام تمامی کاندیدا ها هیچ کس جز هاشمی در حد و اندازه ریاست جمهوری نبود. نه معین نه احمدی نژاد و نه قالیباف و ... اما هاشمی نیز علیرغم اینکه در حد و اندازه ریاست جمهوری ایران بود محبوب نبود.

تا اینکه کار به دور دوم کشید و رویکرد اصلاح طلبان تغییر کرد ... تا دیروز منتقد و دشمن هاشمی و امروز یاور و حامی او؟؟؟ این معنایی نداشت جز اینکه مصالح شخصی و حزبی بالاتر از مردم و کشور است. هرچند از دیدگاه سیاسی ریاست جمهوری هاشمی آزموده بهتر از احمدی نژاد بی تجربه بود. اما عملکردهای متناقض یران جبهه اصلاحات باعث بسته شدن پرونده آنان شد. شاید در انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد و یا دوره های بعد باز هم گردونه به نام آنان بچرخد.

به هر حال نتیجه آن شد که من نزدیک به 3 سال است که از سیاست و اصلاحات خداحافظی کرده ام.

به امید روز سربلندی کشورم ایران... ایران تنها...

چریک تنها

+ نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 14:30 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

شب یلدای امسال تقریبا بیشتر از سال گذشته خوش گذشت. به خاطر اینکه فردای شب یلدا جمعه و روز تعطیل بود. بنابراین همه فرصت داشتند که ساعتهای بیشتری دور هم  باشند و لذت ببرند.

از مقامات دولتی انتظار می رود همانطور که به شب نشینی های مذهبی مثل شب قدر اهمیت داده می شود به این شب قدر ایرانی هم بها بدهند. پس چقدر خوب است که از سال آینده فردای شب یلدا ساعات کار ادارات و مدارس تغییر کند (دیرتر شروع به کار کنند) تا مردم با خیال راحتر و زمان بیشتری از دور هم بودن لذت ببرند.

+ نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 14:20 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام