نشریه آمریکایی «نیویورکر» در شماره اخیر خود اقدام به چاپ کاریکاتوری بر روی جلد خود کرده است که
موجبات برانگیخته شدن اعتراضات شدید «باراک اوباما»، کاندیدای ریاست جمهوری ایالات متحده از حزب دموکرات و ستاد انتخاباتی وی را فراهم آورده است.
در این کاریکاتور جنجالی که کاری است از «بری بلیت»، سناتور اوباما درقامت لباس سنتی اعراب سنی با نعلینی به پای به تصویر کشیده است، در حالی که همسرش نیز درهیبت یک تروریست، با شلواری از نوع البسه نیروهای کماندو با مسلسلی بر دوش در حال تبریک پیروزی و موفقیت به اوست.
برای دیدن عکس بزرگتر و بقیه متن به ادامه مطلب بروید
سعی دارد به عنوان یک مجله الکترونیکی بی طرف، این حادثه را از سه دیدگاه متفاوت برای شما عزیزان نقل کند.
سکانس اول که خاطرات چریک تنها بود در دو پست قبل تقدیمتان شد
سکانس دوم از دیدگاه نویسنده و خبرنگار نشریه جبهه به نقل از روزنامه کیهان ...
و اکنون سکانس سوم در آستانه ۲۳ تیر از دیدگاه یک وبلاگ نویس حامی دانشجویان معترض...
پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند. |
![]() |
| پیرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که میدانم او چه کسی است...! | |
سکانس اول که خاطرات چریک تنها بود در دو پست قبل تقدیمتان شد
و اکنون سکانس دوم از دیدگاه نویسنده و خبرنگار نشریه جبهه به نقل از روزنامه کیهان ...
لابد خودتان در جريان هستيد، چند وقتي است كه وزارت كشور با شهرداري چپ افتاده و براي ارائه خدمات بهتر به پايتخت، شوراي شهر را همچين بفهمي نفهمي يه كوچولو اذيت ميكند.
...

واقعه 18 تیر آنقدر روایت های مختلف دارد که می تواند هر خواننده ای را سرگرم کند. تارنمای روبوسی سعی دارد به عنوان یک مجله الکترونیکی بی طرف، این حادثه را از سه دیدگاه متفاوت برای شما عزیزان نقل کند. این مطلب در سه روز متوالی و در سه قسمت تقدیم شما می شود.
بخش اول خاطرات یکی از نویسندگان وبلاگ که بی طرفانه و صرفا با دیدگاه خاطره نگاری نوشته شده. البته چند سطری هم از نظرات شخصی ایشان را در پایان مطلب می خوانیم.
بخش دوم و سوم استخراج از منابع دیگر است. یکی از دیدگاه موافقان 18 تیر و دیگری گفتگویی با یکی از مخالفان این حادثه. البته قرار بود که روبوسی گفتگویی با یکی از اعضای بسیج دانشجویی که در آن ایام در بطن ماجرا بود انجام دهد که در آخرین لحظات این عزیز از گفتگو با ما منصرف شد. این بود که برای آن بخش به گفتگوی سهیل كریمی، روزنامه نگار و مستند ساز اکتفا کردیم که از روزنامه کیهان استخراج شده است.
قضاوت و تحلیل بیشتر را بر عهده خودتان می گذاریم.
اضافه می شود که تارنمای روبوسی سعی دارد تا واقعه ۱۸ تیر ۷۸ را تنها از دیدگاه خاطره نگاری مورد بررسی قرار دهد و از این رو سعی می کند تا از هرگونه جهت گیری خاص به دور باشد. همچنین در تلاش هستیم تا با یکی از فعالان بسیج دانشجویی نیز که در زمان حوادث در بطن جریانات بوده گفتگویی داشته باشیم تا رعایت بی طرفی در خاطره نگاری هم شده باشد. در هر صورت تحلیل نهایی بر عهده خوانندگان خواهد بود.




اونجایی که شما هستید نمی دونم کجاست ...
اما اینجایی که من هستم همیشه صبحها قبل از طلوع آفتاب گنجشک ها بیدار می شن و دسته جمعی جیک جیک می کنن.
شاید این کار هزاران دلیل علمی و فیزیکی داشته باشه و اصلا ربطی به این حرف که می خوام بزنم نداشته باشه...
ولی من از ته دل مطمئنم که اونا بیدار می شن و عبادت می کنن. انگار دارن نماز جماعت می خونن.
کاش منم بین اونا بودم.
خدایا یه دل گنجیشکی هم به من بده
التماس دعا