تبليغاتX
روبوسی
داغ کن - کلوب دات کام

مرور وقایع روزهای گذشته ایران برای من نه آنقدر شیرین است که با آب و تاب تعریفش کنم و نه آنقدر احساس می کنم مردم بی خبرند که بخواهم با این تارنمای جمع و جور خبررسانی کنم. باز هم می خواهم از زاویه ای متفاوت به وقایع روزهای اخیر نگاه کنم. بیشتر سعی خواهم کرد نگاهی اجتماعی داشته باشم چون گمان می کنم برای ثبت در تاریخ به حد کافی این مدت سیاست نویسی و سیاست نگاری شده است.آنچه که این روزها در ایران به عنوان اعتراض به نتایج انتخابات و در قالب راهپیمایی و تظاهرات دیده می شود، یک جنبش اجتماعی بدیع است.

برای خواندن بقیه این متن به ادامه مطلب بروید

در صورت عدم مشاهده تصویر ، برای دیدن عکس این پست اینجا  کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 21:22 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

خیلی ها از من پرسیدند چرا در روزهای پر التهاب انتخابات ننوشتی؟ گفتم چون رای نمی دهم و اگر درباره چرا رای ندادنم بنویسم؛ اولین اتهامی که من می زنند تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی است، هرچند که تنها به جرم ابراز عقیده باشد. این بود که ترجیح دادم تا پایان انتخابات ننویسم، حالا که انتخابات تمام شده مجال نوشتن هست چرا که می شود امیدوار بود حالا که کار از کار گذشته و همه چیز با شکوه سرجای خودش باقی مانده؛ با کرامت زاید الوصف آقایان دیگر از حقوق اجتماعی محروم نشد یا دستکم مثل برخی وبلاگ نویسان منتقد ریق رحمت را تناول نفرمود. امیدوارم به شکرانه این پیروزی و مشت محکمی که بر دهان استکبار جهانی و ایادی ملعون آن وارد شد این ابراز عقیده من را به حساب یک منتقد بی غرض و بی نظربگذارند و اجازه دهند منتقدین صریحشان بیشتر همین طرف آب شِتلاق کنند. ...

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 14:43 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

عینکی: عینک نمی زد که نگن عینکیه .  یه روز ...

جایزه: اولین شعرش که چاپ شد پدرش یک دو چرخه آورد...

نام خانوادگی: از اینکه پسر دار شده بود افتخار می کرد و...

 

برای خواندن بقیه داستانک ها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 13:53 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام
آيا باور مي كنيد كه اين خانم نزدیک به ۶۰ سال داشته باشد.
ايزابل پريسلر مطمئنا بايد رمز جواني و پير نشدن را بداند.ايزابل پريسلر در مانيل پايتخت فيليپين به دنيا آمد .او مادر پاپ استار بين المللي انريكه ايگلسياس مي باشد .
(این تصاویر تاحدی ممکن است با شئون اخلاقی شما در تضاد باشد پیش از کلیک کردن به این نکته توجه کنید.)
 
برای دیدن تصاویربه ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 13:59 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )

تو آن افسانه و افسون ندانی

کز این سوراخ گیری مار دیگر

مکن دعوی به عشق شاهدان پر

که موقوفی به این اقرار دیگر

روزهای سال به پایان 86 نزدیک می شد. من و افسون حالا در بیشتر مسیر دانشگاه هم مسیر بودیم. تا اینکه زمزمه های خاله زنکی مرسوم میان بچه های دانشگاه کم کم بالا گرفت. این زمزمه ها بی دلیل نبود، پیش از آن ...                           بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 20:24 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

(داستانکی زیبا و اثر گذار)

یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه های "فساد" اطراف آمستردام شد و گفت: من می خواهم با یکی از خانم ها...

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 18:32 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام
و در این شهر به جز خدعه صدایی جاریست... که تو را می خواند...

جنسش از آیینه ای بی زنگار...

فکر یک زنگ کویری  که رباید خوابش...

و خروشد چون موج، پی سر ربزی دلهای بیابانی ما ....

آریا ساربان

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 14:24 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

 

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 16:57 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

خاطرات یک مرد سه طلاقه ( به قلم مهرداد )

تو آن افسانه و افسون ندانی

کز این سوراخ گیری مار دیگر

مکن دعوی به عشق شاهدان پر

که موقوفی به این اقرار دیگر

همه چیز به خوبی و آرامی پیش می رفت که اتفاقی پیش بینی نشده افتاد. یک روز که شیوا زنگ زده بود از او چیزی شنیدم که برایم کمی عجیب بود. برادر شیوا دلباخته خواهر من شده بود. من با شنیدن این خبر دلم لرزید و نگران شدم. اما شیوا چندان نگران نبود. من مطمئن بودم که خواهرم سحر این پیشنهاد را رد می کند ...

بقیه داستان در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 18:3 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام

ایندیپندنت در اين گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ "لاستامبا" چاپ ایتالیا نوشت: بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا" در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوتنامه دریافت می‌کنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند. علت این مسأله آنست که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند. ...

مشاهده بقیه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 1:40 توسط بچه های روبوسی |

داغ کن - کلوب دات کام